https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com/The-secrets-of-the-mind

اكثريت ما غيرممكن است .

اسرار ذهن و تشخيص صداي ذهن ناخوداگاه مان

ذهن چيست؟


ذهن پديده ي غريبي دروجود انسان است . « ذهن يعني خاطرات ، دانستگي ها ، اميال وآرزوها ، واعمال وافكار وتصوراتي كه براي ما هويت شده اند وهمچنان مارا دردام خود نگاه مي دارند ». ذهن ، هويتي بدلي وكاذب دروجود ماست كه اين هويت القايي سعي مي كند كه با هرترفند ودسيسه وحقه اي همچنان آدمي را اسيرتنش هاي خود داشته باشد . انسان ها ازدوحالت ووضعيت خارج نيستند ؛ يا اسيروخودباخته ي ذهن خود هستند كه چندان اصراري براي آگاهي يافتن ازماهيت ذهن و رهايي خود ازاين دام مهلك ندارند ويا كساني هستند كه ذهن را درخود مي شناسند و بقول معروف ؛ كجدارومريض سعي مي كنند تا مي توانند خودرا گرفتاراين غده « عقده هاي دروني » درخود ننمايند وازخودباختگي خود به ذهن خودرا تا حدي برحذر دارند . وقتي درخود عميقآ خيره شويم به حركت هاي ذهن وقوف مي يابيم وآن را در ضميرخود مشاهده مي كنيم . 


ذهن بطورممتد ومستمربراي بقاي خود دنبال طعمه گشته وبه خود حيات ميدهد ، ازشاخه اي به شاخه ي ديگرسرك مي كشد « آنچه را درذهن خود درگذشته ، با كسب تجربه ، بانگاه ، باارتباط ، با تجزيه وتحليل ثبت وانباشت كرده ايم » ونزديك ترين طعمه اي كه مي تواند آدمي را اسيرخود نمايد را انتخاب كرده وصاحب خودرا به دام مي اندازد ، مساله اي براي آدمي مهم است ، براي فرد برجسته ترازسايراموراست ، ذهن همان موضوع وسوژه را براي بقاي حيات خود برمي گزيند وفرد را گرفتارمي سازد . مشكل اينجاست اغلب نسبت به ماهيت ذهن خود آگاهي نداريم وهميشه درزنجيره ي ذهن گرفتاريم . 


ونيزاعتراف مي كنم كه رهايي ممتد وهميشگي « هوشياربودن مداوم دربرابربازيها وتنش ها ي ذهن »  و رها بودن ازترفندهاي ذهن كار دشواري است وكسي كه چشمش به حركات واعمال ذهن درخودش گشوده شود ، سعي مي كند تا حد توان درمسيروحركت هايي خودرا قرارندهد كه گرفتار زندان تاريك وقفس بسته ي ذهن و ترفند وزيركي هاي ذهن خود شود .  درزمان معاصربخصوص اين امري دشواروبراي اكثريت ما غيرممكن است .

حتما بخوانيد: با استفاده از اين ترفند با 10 ايده بزرگ كسب و كار آشنا شويد​

چگونه ميلياردر شويم​


 ذهن حجمي ازحقه ومكردروجود انسان است كه فعلي جزنيرنگ ودسيسه را نمي شناسد چون خود ذهن ماهيتآ وكمآ وكيفآ جز خدعه وفريب نيست . ذهن كلافي ازفريب است كه درگوشه اي يا درنقطه اي ازمغزجاي گرفته است وكارذهن جزبازي دادن انسان نيست .

ذهن هويتي بدلي وغيرواقعي دروجود انسان است وسعي مي كند چشم وگوش آدمي را بسته وآدمي راازدرك اين واقعيت كه ؛ ساختارذهن فريب است وهويت واقعي انسان خارج ازحيطه ي ذهن است ،  بازداشته و همچنان با حيله ودسيسه آدمي را دراسارت خود نگاه دارد .

ذهن با بازيگري هاي بيهوده وواهي وبي اساس ، آدمي را سرگرم مي سازد والبته نفس وكاركرد ذهن اين است كه اينگونه براي انسان هويت وشخصيت بيافريند ولي نفس ذهن ، زيركي ودروغ وبازي ست  و  براي خود ذهن انسان واقعيت دسيسه وترفند ها يش قابل درك نيستند ، ذهن ازديدن اعمال محنت بارخود عاجزاست . 

ذهن قدرت مشاهده ي خودرا ندارد وبايد به نيروي ديگري درخود چنگ بياندازيم تا قدرت ديدن ذهن را به دست بياوريم  . همان ذهن را «خود» مي خوانند ، ذهن را« نفس» مي خوانند . ذهن وخود ونفس يكي هستند كه شيطان نيزنام ديگر نفس و ذهن وخود دروجود انسان ودرضميراوست . كسي كه بتواند با آگاهي كامل ، وبا كسب نيروي سرشاردروني خود ، و با هوشياري وبيداري مداوم و دمادم ، خودرا ازاسارت ذهن ومكروحقه هاي آن خلاص نمايد شاهكارنموده است كه با توجه به گردش تاريخي زندگي يكايك انسان ها تا به امروز، امري ظاهرآ محال مي نمايد . 


انسان قرنهاست كه ناآگاهانه وناخودآگاهانه وناخواسته دردام اين عفريت دروني گرفتارشده ووجود همين عفريت را براي خود هويت واقعي ميخواند ، اختيارخودرا صددرصد به ذهن خود باخته است وهرشيوه وراه وروشي را ، ازنظراندوختن دانش ، انباشت ثروت ، تفكرات واعمال وعقايد معنوي و ايده آل وآرماني ، همه و همه را كه برمي گزيند تمام آنها صرف حفظ و بقاي همان ذهن ، خود ونفس مي شوند  . 

آري . اين ساختاروكيفيت وماهيت ذهن ما وهمچنين خالق وآفريدگار هويت وشخصيت ماست وتازماني كه گرفتاراين وصله ي نانجيب درخودباشيم جز شخصيت وماهيتي تصوري وخيالي برا ي خود نمي سازيم ، وجزاين شخصيت پوشالي را درخود تقويت نمي كنيم وجزمريد وسرسپرده ي هوي و هوايي درخويشتن نيستيم .


 اما انسان ها شايد اغلب اين واقعيت را درخود مي دانند وغير شهودي ويا نيمه شهودي درخود مي بينند ، ولي سعي مي كنند ازاين شخصيت نفريني وغيرواقعي خويش خودرا به هر بهايي  بطورمداوم وپيوسته بي خبرنگاه دارند كه بي خبربودن ازاين وصله ي ناجورجزخودباختگي وسرسپرده گي به همان وصله نصيب مان نمي كند . 


انسان گرفتارذهنيتي كاذب درخود شده كه آن را براي خود واقعيت وحقيقت وجودي خويش مي پندارد . انسان غيرارادي  گرفتارپديده اي توهمي وخيالي درخود شده است كه همين پديده به او اعتباروامتيازوشخصيت وهويت خيالي ميدهد وبه همين دليل آدمي قدرت وتوانايي درهم شكستن اين پديده ي كاذب را درخود ازدست ميدهد . 
 براي درهم شكستن وويران كردن اين وصله ي ناجور درخود ، انسان نيازبه يك انرژي و قدرتي قوي دارد كه با كمك آن نيرووانرژي سرشار، كه درهرانساني نهفته است -  مي تواند اين دشمن دروني را درخود شكست داده وخودرا ازاسارت آن نجات دهد . ذهن آدمي نيرويي محدود وشكست پذيراست وبا قدرت مشاهده مي توانيم نيروي محدود ذهن را درخود ، كم رنگ وكاملآ بي اثروخنثي نماييم . بعدازخنثي نمودن ذهن ، نيرووانرژي ديگري درانسان به فعليت ميرسد كه يك قدرت مافوق ونامحدود وبيكران است .

 

خلوت دل نيست جاي صحبت اغيار
ديوچو بيرون رود فرشته درآيد .....حافظ

دنيا هميشه مكان رنگين وفريب انگيزي براي اغواي انسان بوده ودرزمان معاصربه دليل رشد عقلاني وعلمي آنها  ووسعت جهان براي آدم ها دامنه ي فريب بسيارگسترده ووسيع شده است ، وآدمي نيزگرفتارچالشي درخود مي باشد كه به سهولت نمي تواند ازاسارت اين چالش دروني خودرا نجات بدهد وهمين دونكته براي هر انساني درهرزمان و هميشه سرنوشت تعيين كرده اند ، اما اين سرنوشت انسان سرنوشت واقعي وفطري وخدادادي او نبوده ونيست ورهايي آگاهانه وكامل انسان ازاين سرنوشت القايي وتصوري ، سرنوشت واقعي اوست .

يكايك ما انسان ها درهمه ادوارواعصاري ، تاوان بسيارسنگين غفلت وبي خبري وخوااب آلودگي خودرا مي پردازيم اما هرگزچشم خودرا نگشوده و خودرا ناآگاهانه جبري سرنوشت پرازمحنت ورنج وعذاب خود مي دانيم . اما سرنوشت ما هرگزاين چندروزه ي عمر پرازدردوادبارومصيبت و اندوه ورنج نيست .


حتما بخوانيد: با اين 20ترفند زبان بدن اطرافيان را به سمت خودجذب كنيد​

رازهاي متقاعد كردن اطرافيان​

صداي ذهن چيست و چگونه آن را تشخيص دهيم؟


شايد براي شما هم اتفاق افتاده باشد كه در ذهنتان زمزمه هايي مداوم ميشونيد كه قطعي هم ندارد.اين زمزمه هاي بدون قطعي سر و صداي ذهن يا صداي ذهن نام دارند.زماني كه صداي ذهن به سراغمان مي آيد انگار مكالمه اي در درون ما صورت ميگيرد كه بدون وقفه در حال انجام است.امكان دارد خيلي از مواقع صداي ذهن را نشنويد،چرا كه عادت عميق و قديمي ميباشد كه به طبيعتي براي انسان تبديل شده است.


اين صدا مثل يك صداي پس‌زمينه است كه هيچوقت قطع نمي‌شود، از لحظه‌اي كه صبح از خواب بيدار مي‌شويد تا وقتي كه شب به خواب مي‌رويد ادامه دارد. گاهي‌اوقات حتي جلوي خوابيدن شما را هم مي‌گيرد. يك نوع صداي دروني است كه به طور مداوم هر چيزي را در زندگي‌تان، محيط اطرافتان و آدمهايي كه با آنها ملاقات مي‌كنيد، تحليل مي‌كند. صدايي در سر است كه مدام حرف مي‌زند و حرف مي‌زند.

ذهن هم مدام همان افكار را تكرار مي‌كند، مثل ضبط‌ صوتي كه هيچوقت قطع نمي‌شود. اگر اين افكار، افكاري مثبت باشند اشكالي ندارد. ولي بيشتر وقت‌ها اين افكار منفي هستند كه باعث تشديد استرس، نگراني، عصبانيت و خستگي در شما مي‌شوند. آنها افكاري هستند كه واقعاً هيچ نيازي به آنها نداريد.

فكر كردن فعاليتي مثبت و مفيد است كه براي حل مشكلات، تحليل كردن، مقايسه كردن، درس خواندن، برنامه ريختن به آن نياز داريد. ولي خيلي وقت‌ها ذهن به جاهايي مي‌رود كه خودش دوست دارد و توجه شما را درگير مسائل جزئي و پيش‌پاافتاده مي‌كند. فكر كردن بيخودي فقط زمان و انرژي شما را مي‌گيرد.

صداي ذهن چيست و چطور مي‌توانيد آن را تشخيص دهيد:

– افكاري كه مثل نوار با آهنگي يكنواخت تكرار مي‌شوند.

– فكر كردن دوباره به اتفاقات و موقعيت‌هاي قديمي و تجسم دوباره‌ي ترس‌ها.

– زندگي كردن در گذشته يا آينده. اين باعث مي‌شود نتوانيم از زمان حال لذت ببريم. گذشته، گذشته است و‌ آينده محصول فكر و عمل امروزمان است. تنها زماني كه وجود دارد، اكنون است.

– مونولوگ دروني وسواسي كه آرامشمان را بر هم زده و ذهنمان را مشغول نگه مي‌دارد.


-هيچوقت در زمان حال نيستيد. هميشه به چيزي ديگر فكر مي‌كنيد به جاي اينكه روي كاري كه آن لحظه انجام مي‌دهيد تمركز كنيد. اگر هميشه به چيزي ديگر فكر كنيم، هيچوقت از زمان حال لذت نخواهيم برد.

– تحليل مداوم موقعيت‌ها، واكنش‌ها و رفتارهاي خودمان و ديگران. تحليل گذشته، آينده، چيزهايي كه نياز دريم يا مي‌خواهيم، روزمان، ديروزمان و گذشته دورمان.

– تقريباً تمام فكر كردن‌ها و روياپردازي‌هاي غيرارادي نوعي صداي ذهن هستند. اين نوعي صداي پس‌زمينه است كه در همه كارهايمان اخلال ايجاد مي‌كند.


حتما بخوانيد: معيارهاي انتخاب همسر مناسب از ديدگاه اسلام​

تعريف عزت نفس در دين اسلام​

بيشتر وقت‌ها اين صدا خسته‌كننده است و باعث مي‌شود بازده كاري‌مان پايين آمده و تنبل شويم. اين مكالمه مداوم دروني چون حواس ما را از اتفاق‌هايي كه در زمان حال مي‌افتد پرت مي‌كند، باعث مي‌شود موقعيت‌هايمان را هم از دست بدهيم.

ذهن ابزاري بسيار مفيد است ولي بايد تحت كنترل باشد. به نظرتان عالي نيست اگر مي‌توانستيم طوري باشيم كه هروقت خودمان خواستيم فكر كنيم، مثلاً وقتي مي‌خواهيم مشكلي را حل كنيم يا برنامه‌ريزي كنيم و بعد مي‌توانستيم ذهنمان را خاموش كنيم؟

خاموش كردن ذهن نوعي آرامش دروني مي‌آورد. اين همان چيزي است كه همه سنت‌ها و آموزه‌هاي معنوي از ديرباز به دنبال آن بوده‌اند و براي كسانيكه به دنبال معنويات هستند و مي‌خواهند زندگي‌شان را ارتقا دهند بسيار مفيد است.


يك لحظه دست از خواندن بكشيد و ببينيد مي‌توانيد ذهنتان را خاموش كنيد؟ دست از فكر كردن بكشيد ، ببينيد چه اتفاقي مي‌افتد.

متوجه مي‌شويد كه داريد به متوقف كردن فكر كردنتان فكر مي‌كنيد و اين يعني هنوز داريد فكر مي‌كنيد. بعد از چند لحظه احتمالاً يادتان مي‌رود كه هدفتان كنترل افكارتان بوده و ذهنتان به فعاليت قطع‌نشدني خود ادامه مي‌دهد. اين نشان مي‌دهد كه ذهن تا چه اندازه بي‌قرار است و هيچ قانوني نمي‌پذيرد.

گاهي‌اوقات در موارد نادر به لحظه‌اي آرامش دروني دست پيدا مي‌كنيد، بدون هيچ صدايي در ذهنتان. اين به صورت غيرارادي اتفاق مي‌افتد، وقتي توجهتان به يك فعاليت بسيار جذاب يا تماشاي يك منظره بسيارزيبا معطوف مي‌شود.

خاموش كردن ارادي ذهن، يعني هر زمان كه بخواهيد، با كتاب خواندن به دست نمي‌آيد. اين توانايي به تدريج و با گذراندن تمرينات تمركز و مديتيشن ايجاد مي‌شود.

ولي خيلي‌ها ممكن است بگويند كه مديتيشن انجام مي‌دهند ولي نمي‌توانند ذهنشان را آرام كند. اگر قدرت تمركز ضعيف باشد، ذهن خيلي ساده از فكري به فكر ديگر غوطه مي‌خورد، پس چطور مي‌توان مديتيشن كرد؟ مي‌نشينيد كه مديتيشن كنيد ولي اينكه اجازه بدهيد ذهنتان هر جا كه مي‌خواهد برود و هر چيزي كه مي‌خواهد را تجسم كند مديتيشن نيست.

به همين دليل است كه اول بايد درجاتي از توانايي تمركز را به دست آوريد تا بتوانيد مديتيشن كردن را شروع كنيد.

وقتي قدرت تمركزتان قوي‌تر شد، مي‌توانيد بدون كلمات، تصاوير و افكار ذهني مديتيشن كنيد. آنوقت آرامش دروني‌تان ابتدا در زمان مديتيشن و بعد در كل زندگي موقع كار كردن، خواندن، حرف زدن و هر كار ديگري به تدريج بيشتر و عميق‌تر مي‌شود.

آنوقت صداهاي ذهني كمتر و كمتر شده و به تدريج قطع مي‌شوند.

البته اين وضعيت باعث نمي‌شود كه نتوانيد فكر كنيد، برعكس، وقتي لازم باشد كه فكر كنيد، بسيار واضح و روشن فكر خواهيد كرد. ذهنتان هوشيارتر، متمركزتر و قوي‌تر خواهد شد. آنوقت مي‌توانيد هروقت خواستيد ذهنتان را روشن يا خاموش كنيد.

بيشتر افراد وقتي مي‌خواهند به يك چيز خاص فكر كنند، حتي بعد از رسيدن به يك نتيجه يا پيدا كردن راه‌حل هم نمي‌توانند آن فكر را متوقف كنند. ذهنشان به فكر كردن درمورد آن موضوع خاص همچنان ادامه مي‌دهد. مثل يك نوار خراب مي‌ماند كه يك آهنگ را مدام تكرار مي‌كند. به همين دليل خيلي مهم است كه ياد بگيريد چطور فكرتان را متوقف كنيد.

خاموش كردن صداي ذهن به معني آرامش دروني است. اين باعث مي‌شود انرژي ذهني زيادي را ذخيره كنيد و ديگر زمانتان را براي فكر كردن به مسائل جزئي و پيش‌پاافتاده تلف نكنيد.

 

برگقته از:دكترسلام

گروه تحقيقاتي كرامت

 

دانلود PDF‌مقاله:اسرار ذهن و تشخيص صداي ذهن ناخوداگاه مان

مطالب مرتبط